حالا به ]داستان [جنگ سهراب و رستم گوش كن / ديگر ]داستان ها[ را شنيده اي اين را هم گوش كن[1]
]مهره را [به او داد و به او گفت كه اين را نگه دار / اگر روزگار براي تو دختر بياورد [2] (اگر دختر قسمت تو شد )ادامه مطلب
جمله ی مستقل:
جمله ی مستقل بزرگ ترین واحد سخن است که از یک یا چند جمله ی ساده ساخته می شود و خود جزیی از یک واحد بزرگتر زبانی نیست .
1) مثال برای یک جمله: «لباس انسان پرچم کشور وجود اوست .»
2) مثال برای چند جمله: «انسان راه درازی در پیش دارد که مرگ یکی از گذرگاه های آن است .»
جمله ی مستقل دو نوع است :
1) ساده: یک فعل دارد .مثال شماره 1 .
2) مرکب : دست کم یک جمله ی وابسته دارد . مثال شماره ی 2.
جمله ی مرکب دارای یک جمله ی هسته و یک یا چند جمله ی وابسته است . در جمله ی مرکب نه هسته استقلال دارد و نه وابسته .
نشانه ی جمله ی وابسته ،حرف پیوند وابسته ساز است .
پیوندها دو نوع اند :
1) پیوندهای هم پایه ساز:واژه های دستوری «و»،«ولی»،«اما»،«لیکن»،«یا» و....دو جمله را هم پایه می کنند :
خیاط ها پول زر و سیم را گرفتند و کارگاهی عریض و طویل دایر کردند .
2) پیوندهای وابسته ساز: واژه های دستوری «که»،«تا»،«زیراکه»،«هنگامی که»،«اگر»،««اگرچه»،««وقتی که»،««چون » و....جمله های پس از خود را به جمله ی هسته وابسته می سازند :
او به خیاط خانه ی سلطنتی رفت تا لباس زربفت عجیب خود را بر تن کند .
پیوندهای پرکاربرد مانند «که »و «تا» گاه از جمله حذف می شوند ولی بالقوه وجود دارند:
قرار شد جشنی عظیم در شهر به پا شود=قرار شد تا جشنی عظیم در شهر به پا شود .
چگونگی قرار گرفتن جمله های وابسته بدین صورت است:
a. پیش از هسته :
تا درس نخوانی، موفق نمی شوی.
b. پس از هسته:
به یاد داری که چگونه سال های سخت را پشت سر گذاشتی ؟
اگر جمله ی مرکب چند وابسته داشته باشد صورت های زیر محتمل است:
الف) جمله های وابسته با هم هم پایه اند :
به او سفارش کردم که کتاب را بخرد و آن را به سختی مطالعه کند.
ب) جمله های وابسته خود هسته ی جمله وابسته ی دیگری هستند :
به دوستم گفتم که بیاید تا با هم مطالعه کنیم .
جمله ی وابسته در حقیقت جزیی از جمله ی هسته است که گسترش یافته است . پس این جمله ها را می توان به حالت اول برگرداند .در تأویل ، فعل جمله ی وابسته به صورت صفت یا مصدر درمی آید:
1) اگر یکی از گروه های اسمی جمله ی مرکب، جمله ی وابسته داشته باشند ،بخش وابسته به صفت تأویل می شود:
کتابی که امانت داده بودید ، پیش من است = کتاب امانتی پیش من است.
2) در مواردی جز مورد بالا فعل جمله ی وابسته تأویل به مصدر می شود و در یکی از جایگاه های نحوی زیر قرار می گیرد:
a. نهاد: بدیهی است که ما متحدیم = متحد بودن ما بدیهی است.
b. مفعول: باور نمی کردیم که آن ها متحد شوند= متحد شدن آن ها را باور نمی کردیم.
c. متمم: می ترسم که مردود شوم = از مردود شدن می ترسم.
d. متمم قیدی:به بیمارستان رفتم که دوستم را ببینم = برای دیدن دوستم به بیمارستان رفتم .
e. بدل:شما که روشنفکرید ،چرا در برابر ظلم سکوت کرده اید= شما روشنفکران چرا در برابر ظلم سکوت کرده اید .
f. مضاف الیه:انتظار نداشتم که شما زود بیایید= انتظار زود آمدن شما را نداشتم .
3) گاه فعل جمله ی وابسته با تأویل به صفت ،مسند جمله ی هسته می شود.
a. مسند:علی بود که در خیبر را کند = علی کننده ی در خیبر بود .
آرایه های ادبی
شامل آموزش ، نکته ،سؤالات کنکور و سؤالات امتحان نهایی
قابل استفاده برای کلیه ی دانش آموزان دوره ی متوسطه و پیش دانشگاهی
نویسندگان : محمد آقاجانپور و نگار رشید
هو
رينولد نيكلسون
در جهان ، هر چيز ،چيزي جذب كرد
گر م ، گرمي را كشيد و سرد ، سرد
قسم ِ باطل ، باطلان را مي كــــــــش
د باقيان ، از باقيـــان هم سر خوش اند
ناريان ، مــــــر ناريان را جاذب اند
نوريان، مــــــر نوريان را طالب اند
يكي از ستارگان پرفروغ آسمان مولوي پژوهي رينولد نيكلسون (1945-1868)، دانشمند و مستشرق شهير انگليسي و استاد دانشگاه لندن ، است :
ادامه مطلب
در فارسی 29 واج داریم : 23 صامت و 6 مصوت که دستگاه هر یک از این دو را جداگانه بر حسب روابط متقابل واحدهای هر دستگاه در جدولی تنظیم می کنند .
صامتها در سه ردیف افقی و هشت ستون عمودی قرار می گیرند به اضافه ی یک ردیف بیرون از دستگاه به ترتیب جدول 1 از راست به چپ :
جدول 1 :
|
|
لبی |
لب و دندانی |
دندانی |
صفیری |
تفشی |
مرکب |
کامی |
نرمکامی |
|
بی واک |
پ |
ف |
ت |
س |
ش |
چ |
ک |
خ |
|
واکدار |
ب |
و |
د |
ز |
ژ |
ج |
گ |
غ |
|
غنه |
م |
|
ن |
|
|
|
|
|
بیرون از دستگاه :
|
لرزان |
کناری |
دمشی |
نیم مصوت |
چاکنایی |
|
ر |
ل |
ه |
ی |
ء |
ردیف افقی خصوصیت آوایی واج ها را بیان می کند .
ستون عمودی معمولا ً واجگاه یعنی محل ادای آن ها را در اندام های گفتار که به ترتیب از قسمت پیشین دهان (لب ها) تا قسمت پسین دهان (حنجره)ردیف شده اند .
بی واک خصوصیت واج هایی است که هنگام ادای آن ها تارآواها یعنی پرده های نازکی که در پایین حنجره (در درون محفظه ای معروف به سیب آدم یا خرخره) قرار دارند ، بی حرکت اند .
واکدار خصوصیت واج هایی است که هنگام ادای آن ها تارآواها به لرزه در می آیند (این لرزه را با تماس دست بر روی گلو نیز می توان حس کرد) .
غنه (خیشومی) خصوصیت واج هایی است که از راه بینی تلفظ می شوند و در عین حال واکدار هم هستند (در تلفظ واج های غیر غنه که آن ها را واج های دهانی نیز می گویند پرده کام راه بینی را بر عبور نفس می بندد).
ستون های عمودی نشان می دهند که واجگاه واحدهای هر ستون یکسان است و تفاوت فقط در بی واک و واکدار یا غنه و دهانی بودن آن هاست .
صامت های سه ستون اول را بر طبق واجگاه آن ها به «لبی »و« لب و دندانی» و «دندانی» تقسیم می کنند .
صفیری خصوصیت واج هایی است که درادای آن ها آوایی مانند صفیر به گوش می رسد .
تفشی (پاشیده)به صدای ریزش آب با فشار از سوراخی تنگ شبیه است .
صامت های مرکب در حقیقت از دو واج به هم پیوسته تشکیل شده اند : چ (ت+ش) ، ج (د+ژ)
کامی و نرمکامی خصوصیت صامت هایی است که واجگاه آن ها در قسمت پسین دهان به نام کام و نرمکام قرار دارند .
لرزان (تکریری)به صامتی اطلاق می شود که هنگام ادای آن اندام گویایی یعنی سر زبان و پرده ی کام با جنبش های پیاپی به حرکت در می آیند .
کناری خصوصیت صامتی است که هنگام ادای آن رویه ی زبان به پرده ی کام می چسبد و نفس از کناره های زبان جریان می یابد .
دمشی (نفسی)خصوصیت واجی است که با فشار هوا ادا می شود چنان که صدای نفسی از آن برمی خیزد .
نیم مصوت صامتی را گویند که ادای آن به ادای مصوت بسیار نزدیک است چنان که گاهی با آن مشتبه می شود مانند واج آغازی تکواژ یار
صامت چاکنایی (همزه) که بر اثر تنگ شدن یا بسته شدن عضله های گلو () و گذشتن هوا به فشار از آن حاصل می شود (و تلفظ آن در فارسی به ع یکی است )
صامت : به آن دسته از واج ها که در ادای آن ها جریان هوا پس از عبور از تارآواها در نقطه ای از حفره ی دهان در فاصله ی میان گلو و لب ها با مانعی برخورد کرده و در برابر آن سدی ایجاد شود یا با فشار از تنگنایی بگذرد و یا مسیر حرکتش تغییر کند و به عبارت دیگر وضعیت حفره ی دهان و اندام های گفتار پس از عبور هوای بازدم از حنجره و قبل از خروج آن از لب ها تغییر یابد و در نتیجه آوای تازه ای بدان افزوده گردد صامت یا همخوان(consonant) گویند .
واجگاه به دستگاه تولید واج ها گفته می شود که شامل لب ها دندان ها لثه کام و نای و ... است .
مصوت : واجی که در حنجره به کمک لرزش تار آواها ایجاد شود اگر در گذار خود از اندام ها ی گویایی به مانعی برنخورد که در نتیجه ی آن آوای تازه ای بدان افزوده شود و وضعیت حفره ی دهان از هنگامی که هوای بازدم با تارآواها برخورد می کند تا خروج آن از دهان به یک شکل حفظ شود واکه یا مصوت (vowel) گویند .
مصوت ها بر دو نوع اند : کوتاه وبلند
ساختمان هجا در زبان فارسی
هر هجا از ترکیب یک مصوت و یک یا چند صامت تشکیل می شود . از این رو در شمارش هجاها تعداد مصوت ها را می وان اساس قرار دا د. به عبارت دیگر به تعداد مصوت های هر واژه هجا وجود دارد . ساختمان هجا در زبان فارسی به شرح زیر است :
1. صامت + مصوت
2. صامت +مصوت + صامت
3. صامت + مصوت + صامت +صامت
اگر حرف (c) نماد صامت و حرف (v) نماد مصوت قرار دهیم ؛ساختمان هجا در زبان فارسی در این فرمول خلاصه می شود : cv(cc)
در چیدمان واج ها بر اساس این الگو نظمی نهفته است که سبب تمایز زبان فارسی با زبان های دیگر است :
1. هر هجا تنها با یک صامت شروع می ود
2. مصوت همیشه دومین واج هر هجا است
3. در پایان هر هجا (بعد از مصوت) از صفر تا دو صامت می آید .
نظم واج ها در زبان انگلیسی با زبان فارسی متفاوت است .مثلا در زبان انگلیس پیش از مصوت تا دو صامت نیز می آید مثل
ادامه مطلب
